انسان مقایسه را خلق می کند

انسان مقایسه را خلق می‌کند،

زیرا برای عده‌ای نفس کشیدن فقط وقتی ممکن هست که پیوسته توسط مقایسه تغذیه شود.

ولی آن وقت دو نتیجه وجود دارد: گاهی احساس برتر بودن می‌کنی و گاهی احساس کهتربودن

و امکان احساس کهتری بیش از احساس برتری است،

زیرا میلیون‌ها انسان وجود دارند

کسی از تو زیباتر است، کسی ازتو بلندقدتر است،

کسی از تو قوی‌تر است، کسی به نظر هوشمندتر از تو می‌رسد

کسی بیشتر از تو دانش گردآوری کرده است،

کسی موفق‌تر است، کسی مشهورتر است،

کسی چنان است و دیگری چنین است.

اگر به مقایسه ادامه بدهی، میلیون‌ها انسان.....

عقده‌ی حقارت بزرگی گردآوری می‌کنی.

ولی این‌ها واقعاً وجود ندارد، این‌ها تصورات تو است

 

زندگی شگفت انگیز است 
فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید 
کوچک باش و عاشق ... 
که عشق می‌داند 
آئین بزرگ کردنت را ... 
بگذارعشق خاصیت تو باشد 
نه رابطه خاص تو با کسی
 
 
فرقى نمیکند 
گودال آب کوچکى باشى 
یا دریاى بیکران
زلال 
و پاک
 که باشى
تصویر آسمان در توست
 

چرا که مردم آنچه را که گفته‌ای فراموش خواهند کرد

حتی آنچه را که انجام داده‌ای به فراموشی خواهند سپرد

اما هرگز از یاد نخواهند برد که باعث شده‌اید چه احساسی نسبت به خود داشته باشند


دوست داشتن دلیل نمی‌خواهد
ولی نمی‌دانم چرا 
خیلی‌ها 
و حتی خیلی‌های دیگر 
می‌گویند 
این روز‌ها 
دوست داشتن 
دلیل می‌خواهد 
و پشت یک سلام و لبخندی ساده 
دنبال یک سلام و لبخندی پیچیده 
و دنبال گودالی از تعفن می‌گردند
دیشب 
که بغض کرده بودم 
باز هم به خودم قول دادم 
من
 سلام می‌
گویم 
و
 لبخند می‌
زنم
و قسم می‌خورم 
و می‌دانم 
عشق
 همین است 
به همین ساد گی
 

برای همسایه‌ای که نان مرا ربود، نان

برای دوستی که قلب مرا شکست ، مهربانی

برای آنکه روح مرا آزرد ، بخشایش

و  برای خویشتن خویش آگاهی و عشق

آرزو دارم

کارهایی را باید انجام دهیم که  خودمان به ان معتقدیم

کارهایی را باید انجام دهیم که خودمان به آن معتقدیم، نه آنچه مردم فکر می کنند. این قانون که هم در زندگی فکری و هم عملی دشوار می نماید، تفاوت بین پستی و بزرگی را ایجاد می کند. این کار از ای جهت دشوار است که همیشه آدم هایی وجود دارند که فکر می کنند بهتر از شما می دانند وظیفه تان چیست. برای زندگی کردن در جمع، راحت تر این است که دنبال حرف دیگران برویم و برای زندگی کردن در عزلت و تنهایی راحت تر این است که بر حسب اعتقادات خودمان زندگی کنیم. اما انسان عالی مرتبه کسی است که در میان جمعیت، استقلال شخصی خود را حفظ کند.

سخنان اموزنده موریس مترلینگ

 به یاد داشته باشید كه شادمانی به اندازه ی غم و غصه واگیردار است. نخستین وظیفه ی افراد شاد این است كه دیگران را از شادمانی خود آگاه سازند.

روح ما با این افکار پست و اندیشه های که از حدود معده و شهوت تجاوز نمیکند،آیا اگر از بین برود بهتر نیست!؟

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

بیچاره شیطان در کره خاکی بدنام شده است.زیرا شیطان جز خود ما هیچکس نیست،ما برای اینکه خودمان را در حضور خود تبرئه کنیم،تمام کینه ها ،حسدها ،دشمنی ها و بیرحمی ها را در وجود موهومی به نام شیطان جا داده ایم.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

فداكاری در دو مورد خوب است : اول: تنها راه باقی مانده باشد و از هیچ راه دیگری غیر از جانفشانی نتوان به هدف مورد نظر دست یافت. دوم: بدانیم دیگران با این فداكاری خوشبخت خواهند شد.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

یکی از صحبتهایی که مرا سرگرم میکند اظهارات دانشمندان مذهبی و دینی استکه بطرزی موثر در مورد اراده و نقشه های خدا صحبت میکنند و چنان به گفته خود اعتقاد دارند که گویی ظهر آنروز با خدا ناهار خورده اند!

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

هركس ارزش پیروزی را نداند، به شكست خواهد رسید.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

ما باید خیلی خودپسند باشیم اگر تصور كنیم كه برجسته ترین موجودات دنیا هستیم. در این دنیا نزدیك به صد میلیارد كهكشان وجود دارد كه هر یك از آنها چندین میلیون خورشید دارند كه شبیه به ما یا بهتر هستند و هر روز تعدادی از آنها با هم برخورد می كنند و در هیچ جای دنیا كسی برایشان غصه نمی خورد و مجلس ترحیم و یادبود برپا نمی كند.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

خیلی دشوار است كه انسان پی ببرد كه جهان را برای او نیافریده اند.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

وقتی به شعله شمع می دمید و شمع را خاموش می كنید، آن شعله كجا می رود؟ خواهید گفت نیست می شود، ولی چنین چیزی محال است؛ در دنیا یعنی در هستی، هیچ چیز «نیست» نخواهد شد!

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

آدم تنها اگر در بهشت هم باشد به او خوش نمی گذرد. اما كسی كه به كتاب یا تحقیق علاقه مند است، هنگامی كه به مطالعه یا اندیشه درباره محتوای آن كتاب مشغول است، جهنم تنهایی برای او بهترین بهشت هاست.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

زندگان، مردگانی هستند كه ایام رهایی شان را در این دنیا می گذرانند.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

تمام اشتباههای ما درباره مرگ ناشی از این است كه فكر می كنیم درد و رنجی كه ما قبل از مردن می كشیم مربوط به مرگ است. در صورتی كه چنین نیست و تمام درد و رنجها مربوط به زندگی است. زندگی موجب درد و رنج می شود و مرگ، پایان دردهاست.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

محبت گوهر گرانبهایی است كه در برخی از قلبها روی آن خاكستر نشسته است. این پوشش نازك و كوتاه را با تبسم بزدایید تا گوهر گرانبهایی كه پنهان است، آشكار شود و با درخشش خود، روح و قلب همگان را روشن سازد.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

ارزش اخلاقی بسته به تعداد وظایفی است كه انسان انجام می دهد.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

به نظر من اگر مرگ در دنیا نبود، بشر به آن محتاج بود و می بایست آن را خلق كند تا از چنگال كسالتهای زندگی رهایی یابد. در حقیقت بسیاری از ما پیش از مردن، مرده هستیم؛ برای اینكه همه چیز خود را از دست داده ایم.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

ما هیچ دلیلی در دست نداریم كه بتوانیم وجود فهم و شعور را در سنگ و درخت و غیره منكر بشویم و در این صورت بعید نیست دنیاهایی وجود داشته باشد كه در آن، سنگ ها و سایر جمادات مثل ما زندگی كنند و بلكه زندگی فكری آنها از ما بالاتر باشد.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

آنچه انسان هرگز نخواهد فهمید این است كه چگونه در برابر كسی كه ما را آفریده و همه چیز ما از اوست، مسئول خواهیم شد و او از ما بازخواست خواهد كرد ؟!؟!؟

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

ما نادان هستیم و شاید تا ابد نادان بمانیم، اما بتدریج چیزهایی می آموزیم كه به ما نشان می دهد به درستی نادانیم.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اگر در اولین قدم، موفقیت نصیب ما می شد، سعی و عمل دیگر مفهومی نداشت.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

آن كس كه اراده و استقامت دارد، روی شكست را نمی بیند.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

سرنوشت بشر این است كه در تمام عمر زحمت بكشد تا بتواند به زندگی ادامه بدهد و به زندگی ادامه بدهد تا بتواند بمیرد.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

فكر شما هر چه باشد، شما همان هستید و محال است كه بتوانید از فكر خود بزرگتر شوید و یا از حدود فكر خویش تجاوز نمایید.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اگر تصمیمی داشته باشید، به زودی موفق خواهید شد؛ زیرا آدمی ساخته افكار خویش است و فردا همان خواهد شد كه امروز می اندیشیده است.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

آینده ها بزرگ به نظر می رسند، ولی وقتی كه گذشتند، می فهمیم كه ناچیز بوده اند.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

تنهایی جهنم است، اما این جهنم با مطالعه تبدیل به بهشت می شود.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

هنگام نیكبختی است كه باید بیمناك بود؛ هیچ چیز تهدید آمیزتر از سعادت نیست.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

ما انسانها این گونه آفریده شده ایم كه اگر بدانیم میلیونها سال در جهان باقی خواهیم ماند، اما قرین اندوه و بدبختی خواهیم بود، راضی شده و حتی شادمان می گردیم. اما اگر بفهمیم كه از بین می رویم و در عوض هیچ شكنجه و رنج نخواهیم كشید اندوهگین و مایوس می شویم !!!.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

زندگان، مردگانی هستند كه در دوران آسایش به سر می برند.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

تمام چیزهایی كه نوابغ آینده خواهند گفت، هم اكنون در وجود من و شما هست؛ منتها باید آنها را پیدا كرد و روی آنها انگشت گذاشت.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

نباید آنقدر در اندیشه فرو رویم كه قدرت همه چیز از ما سلب شود؛ چرا كه اگر هدف، سلامت اندیشه های ما باشد باید بدانیم كه بیشتر اندیشه های نادرست و غلط، در عمل، جبران و اصلاح خواهد شد.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

هیچ چیز به زیبایی یك قفل بسته نیست؛ البته تا زمانی كه كسی نداند چگونه می توان آن را باز كرد.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

وقتی عشقی در كار است، پای عقل می لنگد.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

هیچ موجودی در دنیا وجود ندارد كه در اثر عشق ورزیدن به یك موجود دیگر، حتی اگر یك عشق پیش پا افتاده و پست هم باشد، اصلاحی در روح خود به عمل نیاورد.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

در روی زمین سعادتی بالاتر از یك عشق پاك و بادوام متصور نیست.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

عدالت انتظار پاداش ندارد، بلكه خود عمل دارای زیبایی و سرور است.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

وقتی انسان به نادرستی یك نظریه پی برد و آنرا حفظ كرد، دلیل بر حماقت اوست.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

روزی كه بشر كاملاً به نادانی خود پی برد، به موفقیت بزرگی دست یافته است؛ زیرا دانش در این دنیا چیزی جز پی بردن به نادانی نیست.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

غنچه خوشبختی در جای تاریك، بی صدا و گودی پنهان شده كه بسیار نزدیك به ماست، ولی كمتر از آنجا می گذریم و آن، دل خود ماست.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

خوشبختی بر سه ستون استوار است : فراموش كردن گذشته، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آینده.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

چون مردم كمتر متوجه سعادت هستند، بدبختی ها بیشتر نمایان است.ستم و ستمگری را عادی فرض می كنند و سعادت و عدالت را جزء اتفاقات می پندارند.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

هیچ چیز بهتر از كار كردن به جای غصه خوردن، آدمی را به خوشبختی نزدیك نمی كند.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

آیا به یاد دارید كه در دوره حیات از دست شخصیت خودتان و آنچه كه نامش را «من» می گذارید، چقدر آسیب دیده اید؟ تمام اوقات تلخی ها، رنجها، زیانها، بدبختی ها و ناكامی های شما در طول مدت حیات از دست همین «من» بوده است.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

تمام سرمایه فكری و دانش باید تسلیم یك عظمت اخلاقی و روحی گردد، وگرنه دانش مانند رودی خواهد بود كه نتوانسته خط سیر خود را بپیماید و به دریا بریزد و با وضعی اندوه بار در صحرا و ریگزارها فرو می رود.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

مهد پرورش خرد، آغوش عقل نیست، بلكه دامان عشق است. نهال خرد باید در كوزه عشق كاشته شود و با آب احساسات آبیاری گردد.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

برای چه توقع دارید كه خیالات، تصورات، احساسات، اقدامات و به طور خلاصه زندگی ما آزاد باشد و حال آنكه به چشم خود می بینیم كهكشانهای بزرگ كه منظومه خورشیدی ما در برابر آنها هیچ است، در حركات خود آزاد نیستند و مجبور شده اند كه خط سیر ویژه ای را پیموده و از قوانین خاصی پیروی كنند .

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

هیچ كس نمی تواند خدا را برای دیگران توصیف كند. زیرا به محض اینكه توانست خدای خویش را وصف كند، دیگر او خدا نبوده، بلكه مثل من و شماست .

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

تمام بدبختی ها و عذابهایی كه خدایتان برای شما می فرستد، از سوی خود شما فرستاده می شود.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

كسی كه از سرنوشت خود شكایت كند، از حماقت و ناچیزی روح خویش شكایت كرده است.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

عظمت خدای هر كس به اندازه بزرگی مغز اوست و به بیان دیگر، بزرگی خداوند به قدر شایستگی ماست.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

بدون مرگ، زندگی اهمیت و ارزشی نداشت. زیرا ترس از مرگ است كه زندگی را در نظر ما اینقدر لذت بخش و خواستنی جلوه می دهد.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

با اینكه دوره عمر ما كوتاه است، دو سوم عمر كوتاه ما در این می گذرد كه از كندی مرور زمان ناراضی هستیم و شب و روز در نظرمان بلند جلوه می كند و همواره می خواهیم امروز بگذرد و فردا بیاید. گویی به مرگ وعده داده ایم كه تا حد امكان زودتر به ملاقات آن برویم.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

آنچه ما به آن مرگ می گوییم، یك زندگی است كه هنوز نتوانسته ایم چگونگی آن را درك كنیم.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اگر مرگ نبود، زندگی، زندگی نبود.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

آنچه باعث آزار ما می شود، زندگی است. یك بیمار وقتی بمیرد، تمام دردهایش از بین می رود.


ساز دل

با هر سازی که زندگی کنی باز باید به ساز وجود خودت برسی.!
پس همیشه ساز وجودت را کوک کن حتی اگر کوک نشد !
زیرا خواستن وجود یعنی خواستن همه چیزهای که دوست داری
و این دوست داشتن ها در تصاحب نیست
گاهی در رهایی است
رهایی خوشبختی برای یک رهگذر
رهای خوشبختی برای یک دوست
رهایی خوشبختی برای یک مسافر جاده
و شایدم رهایی برای خودت باشد
برای اینکه بتوانی بزرگ تر شوی
گاهی باید فقط کمک کرد !و رفت !!


و گاهی هم باید کسی کمک ات کند و برود..!!


و زمانی به مفهوم ماندن ها شاید رسیدی که تفاوت رفتن ها در کمک کردن و کمک شدن را متوجه شدیی .!
 

این نقاشی را کشیدم که بگم فعلا حال من عین همین ماهی هاست.

عوامل ایجاد اختلال شخصیت

شخصيت يعني مجموعه‌اي از رفتار و شيوه‌هاي تفکر و هيجاني شخص در زندگي روزمره که با ويژگي هاي بي همتا بودن، ثبات(پايداري) و قابليت پيش بيني مشخص مي‌شود.

به عبارتی دیگر مجموعه الگوهای رفتاری که برای شخص جا افتاده اند و بصورت مستمر می توان این الگوهای رفتاری را در زندگی آنها دید بصورتیکه می توانیم در برخورد با یک مساله نحوه رفتار شخص را با توجه با الگوی رفتاری که از او می شناسیم پیش بینی کنیم( قابل توجه کسانیکه می خواهند شخصی را به عنوان همسری انتخاب کنند) مشخص کننده شخصیت فرد مورد نظر است. باید توجه کنیم که این الگوها مربوط به تمام عمر شخص بوده و ناشی از یک اختلال دیگر روانپزشکی دیگر نمی باشد و همچنین نباید در اثر مصرف دارو یا مواد خاصی و یا سایر بیماریها ایجاد شده باشد.

از اين تعريف اين نکات قابل استنباط است:

بي همتايي و تفاوت:

شخصيت يک فرد بي‌همتاست و با وجود بعضي مشابهت‌ها، دو شخصيت يکسان و همسان وجود ندارد.

ثبات داشتن و پايداري:

اگر چه افراد در شرايط و محيط هاي گوناگون، ظاهرا رفتارهاي متضاد و مختلفي دارند، ولي در طول زمان (مثلا چندين دهه) رفتار و همچنين شيوه تفکر آن ها داراي يک ثبات نسبتا دائمي است.

قابليت پيش بيني:

با توجه و مطالعه رفتار و نوع تفکر اشخاص مي‌توان سبک رفتاري و تفکري آنها را با احتمال زياد پيش بيني کرد. قابليت پيش بيني رفتار با "ثبات در رفتار" رابطه متقابل دارد.

اختلال شخصيت چيست؟
آيا تا به حال کسي را ديده‌ايد که در برابر يک انتقاد ساده، واکنش خشمگينانه شديدي داشته باشد؟

آيا از خود پرسيده‌ايد که:

چرا بعضي از افراد انواع "خال کوبي" را روي پوست خود دارند؟

چرا بعضي از افراد براي خود، خانواده و ... برنامه ريزي سختگيرانه دارند، به صورتي که در شرايط بحراني هم حاضر به تغيير آن نيستند؟

اختلالات شخصيتي گروهي از حالات رواني مي باشند كه بيماري نبوده، بلكه شيوه هاي رفتاري هستند. خصوصيات اين اختلالات عبارتند از:

* الگوهاي رفتاري نسبتاً ثابت، انعطاف ناپذير و ناسازگار كه به بروز مشكلاتي در ارتباط برقرار كردن با ديگران و مشكلات شغلي و قانوني منجر مي گردد.

* افراد دچار اين حالات تصور مي كنند كه الگوهاي رفتاري شان طبيعي و صحيح است.

* شخصيت اين  افراد در برخورد با موقعيت‌هايي که واکنش با آن ها مستلزم تغييرات و تصميمات جديد است، ناسازگارمي باشد، يعني تفکر و رفتار انعطاف ناپذيري از خود بروز مي‌دهند.

بنابراين، اختلال شخصيت يعني رفتارهاي ناسازگار و انعطاف ناپذير در برخورد با محيط و موقعيت ها.

نکته مهمی که وجود دارد اینست که در برخی موارد، اختلال شخصیت به نفع فرد تمام می شود.

عوامل ایجاد اختلال شخصیت
روش تشخیص اختلالات شخصیت

موقعیت ماشه چکان longleftarrow پاسخ :
اگر ماشه تفنگی را بچکانیم پاسخ آن شلیک گلوله خواهد بود. برای فرد دچار اختلال شخصیت در مو قعیتی که برایش استرس‌زا (تحریک کننده) است، قرار گیرد پاسخ (رفتار ناسازگار) نیز بدنبال آن ظاهر خواهد شد. این مطلب که چه موقعیتی برای فرد استرس‌زا است، بستگی به تفسیر فرد از موقعیت دارد. انواع موقعیت‌هایی که در بروز تفسیرهای استرس‌زا و تحریک کننده موثر هستند عبارتند از :

موقعیت‌های خانوادگی و جنسی

موقعیت‌های خانوادگی و جنس
موقعیت‌های اجتماعی مثل گروههای ورزشی و مذهبی
موقعیت‌های کاری و شغلی

حضور مشکل بصورت مادام العمر (تمایل به تکرار) :
الگوی ماشه چکان longleftarrow پاسخ در سراسر عمر فرد دچار اختلال شخصیت مکررا خود نمایی می‌کند. بدین معنی که هر وقت یکی از موقعیت‌های «ماشه چکان» (از نظر فرد) حظور داشته باشد «پاسخ» نیز ظاهر خواهد شد و این وضعیت در طول عمر فرد بدون ملاحظات زمانی و مکانی به دفعات تکرار می‌شود. هر چه تعداد این تکرار در طول زمان بیشتر باشد، نشانگر شدت و عمق اختلال خواهد بود.
آیا تشخیص اختلال شخصیت در فرد آسان است؟
تشخیص و فاصله گذاری بین شخصیت سالم و ناسازگار (دارای اختلال) در یک فرد کار دشواری است. این تشخیص نیازمند متخصص با تجربه است که بتواند «موقعیت‌های ماشه چکان longleftarrow پاسخ» در طول عمر فرد شناسایی کند. افراد زیادی وجود دارند که دچار یکی از انواع اختلالات شخصیت می‌باشند ولی هیچ وقت تشخیص داده نمی شوند این دشواری به دو علت است.

واکنش «ماشه چکان پاسخ» در موقعیت‌ها و محیط‌هایی بروز می‌کند که فرد تفسیری استرس‌زا (تحریک کننده) از آن موقعیت و محیط داشته باشد و تا زمانی که چنین تفسیری در ذهن فرد نباشد رفتار و واکنش او سالم و بهنجار خواهد بود.

برخلاف مشکلاتی نظیر «اضطراب و افسردگی و ... این افراد هیچ آگاهی از مشکل شخصیتی خود ندارند چون اختلال جزئی از شخصیت شان است یعنی قسمت ناسازگار و سازگار متحدا یک شخصیت را تشکیل می‌دهند. این عدم آگاهی باعث می‌شود که رفتار ناسازگار همانند رفتار سازگار مقبول فرد باشد و نصیحت‌ها و ابراز نارضایتی‌های اطرافیان نیز سودی نخواهد داشت و در مقابل خودشان به «دروغ گویی ، تهمت زدن ، تحقیر کردن و توطئه» متهم می‌شوند. در زیر برخی از عوامل بنیادی اختلال شخصیت آورده شده است.
نقش وراثت (ژنتیک)
نقش عوامل ژنتیک در تحقیقات متعددی بررسی شده است. برای مثال تحقیقی در آمریکا بر روی پانزده هزار زوج دوقلو نشان داد که میزان ابتلا به اختلالات شخصیت در بین افراد دوقلو بیشتر از تک قلو است. نتایج نشان می‌دهد که اگر یکی از دوقلوها دچار اختلال شخصیت شود احتمال دچار شدن آن یکی نیز بسیار بیشتر از افراد عادی است. همچنین بعضی مطالعات نشان داده‌اند که اگر یکی از پدر و مادر دچار اختلال شخصیت باشد احتمال دچار شدن فرد دیگری از همان خانواده به آن اختلال بیشتر از افراد جامعه است.